آن روز! زمین بادست هایش تمنای آب میکرد، اماآسمان نیزدل خون وغمین بودوبغضی سنگین گلویش رومیفشرد، میگفت :ای زمین چشمانم خشکیده، قطره ای اشک ندارد، اما زمین، باصدای بلندضجه ای زد، ببین آسمان! ، گوش کن صدای هل من ناصرامام میاید،
بیشتر گوش کن،
ببین انگارامام یه یاردگردارد، انگاراصغرشیرخواره امام، هل من ناصرپدررالبیک میگوید،
چه دردناک! صدای ناله ازخیمه هامیاید، ازشدت عطش به مرزهلاکت افتاده، قطره اشک تمنامیکنم، ای آسمان!
بببین امام هم ازمیدان برگشت، اونیزتاب شنیدن این ناله رانداره، ای آسمان! کمی اشک بباربرکویردلم،
نه، اماانگارپدرباطفل راهی میدان شده وتمنای آب میکند، شایدلشکریان عمرسعداندکی رحم ومردانگی داشته باشند، کمی آبش دهند، اکنون طفل رامیبینی آسمان،
که چگونه پدر، آن رابرروی دستانش بلندکرده، که صدای ناله لشکریان میاد، نه،
انگاردلشان اندکی رحم آمده وقصددادن، ذره ای آب به این طفل رادارند،
??حــــــدیث مهدوی ??
?پيامبر اکرم صلّي الله عليه و آله به امام علي عليه السلام فرمودند:✨
? یا علی! بدان که والاترین یقین را بین مردمان، گروهی از مردم آخرالزمان دارند که پیامبرشان را درک نکردهاند،
? و حجت خدا، امام زمان از ایشان مخفی شده و با این حال به سیاهی نوشتهای بر سپیدی کاغذی ایمان میآورند.?
♻️و همین که سخنی از امام به ایشان میرسد، بدان یقین پیدا میکند.?
? بحارالانوار، ج52، ص125
?أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج?